تبلیغات

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بوستان پارسی - انشا در مورد شروع مدرسه
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1391

پاییز می آید و ماه مهر ، مهر مدرسه را بر روی قلب بچه ها مُهر می کند. مُهری استامپش خون است ! مدرسه دهان باز می کند و هر روز از ساعت 8 تا 2 ظهر چند صد دانش آموز را می بلعد. مدرسه ی ما 6 معده دارد که در اصل سه کلاس است که هر کدام الف و ب هستند. مدرسه ی ما مثل شهر بازی است و کلاس ها در آن نقش طونل وحشت و سالن امتحانات نقش بخش مرگ را در آن بازی می کند و حیاطش هم محیط نفس کشیدنی برای ماست بعد از شکنجه های امتحانی. در مدرسه سرایدار با یک چوب به کلفتی درخت چند هزار ساله ایستاده است. شایعه شده که آن چوب که دو سر هم دارد 1500 بار در آتش سیقل داده شده است ولی چگونه و با چه روشی اش را نمی دانم!! در دفتر همیشه مقابل دانش آموزان باز است و مقابل دفتر جای چند سوراخ سیاه که مربوط به خطا رفتن تیر از رگبار ناظم به سمت اعدامی های دیروز است که از قرار معلوم آرزوی مرگ مدیر و همه ی معلمان مدرسه را کرده بودند وجود دارد. مدرسه ی ما ازقرار معلوم همیشه بوی خون و باروت می دهد حتی در بهار که در آن بوی گل و شکوفه پراکنده است! و حتی در زمستان که سفیدی برف سیاهی دل ها را می پوشاند.  




طبقه بندی: انشا، 
برچسب ها: انشا، ماه، شروع، مدرسه، مهر، طنز،
ارسال توسط محمد حسین محمدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اشعار کدام شاعر پارسی را می پسندید؟









پیوند های روزانه
امکانات جانبی

قالب وبلاگ