تبلیغات

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بوستان پارسی - گذر زمان
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 20 بهمن 1394


    مجذوب زیبایی روزافزون زندگی بودم که به یاد گذر تند زمان افتادم .برگ های زرین پاییزی ،گذرزمان را زمزمه می کردند .راهزن زمان ،لحظه های خوش زندگیم رادزدیدوبغض سوزان غم درگلوگاه زندگی ،زخمی عمیق برروزگارم زد.آری بغض پاییز شکست ومرادرشالیزارزندگی جاگذاشت.گلی زخمی بودم که در شوره زار زمان،زجرمی کشیدم وبه انتظارپاییز زندگی ،نشسته بودم.امابدان زندگی درخت سبزقامت زورمندی است که روزی زرد می شود .خزان زندگی هم زود گذر است وسوز وگداز روزگاران چون پاییز به پایان خواهد رسید  وپرستوهای بهاری ،پیک خوش بختی راخواهند آورد.به هر حال معجزه زمان،لحظه هایی جذاب است که در زندان زندگی نمی توان آن رامتوقف کرد .باری لحظات جذاب نوروز رسید وبازی روزگار را عوض کرد وزمزمه های راز ونیازم ،لحظات زندگیم راپراز غزل های زیبا کرد. حرف آخرم این است :زندگی زرین خود رابا ضرب تازیانه های غم نسوزانید.                              




طبقه بندی: نثر،  انشا، 
برچسب ها: گذر، زمان، انشا، متن، ادبی، زیبا، وقت،
ارسال توسط محمد حسین محمدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اشعار کدام شاعر پارسی را می پسندید؟









پیوند های روزانه
امکانات جانبی

قالب وبلاگ